محمد حسينى همدانى نجفى
43
درخشان پرتوى از اصول كافى ( فارسى )
آنها موجود بوجود واحد حقيقى بسيط است و اعلى وسعة وجود آنها اشرف از ساير اكوان عقلانى و نفسانى و خيالى و طبيعى و مادى خواهد بود و اين چنين وحدت بسيط ظلى از موجودات غير قابل درك است و در اثر الغاء نواقص و اعدام ماهيات آنها است و اين وجود واجد بسيط ظل و مسطورهاى از فيوضات است كه صحنه امكانى را فرا گرفته و تا ابد سايه افكنده است . بعبارة ديگر حقيقت علم ساحت كبريائى به همه موجودات امكانى واحد و عين علم بذات كبريائى است مانند صفت قدرة و اراده و خلق و آفرينش زيرا واجب الوجود از همه جهات ذات و صفات و فعل است و مغايرة و كثرة در معلومات و مقدورات بطور اعتبار است زيرا اختلاف بر حسب متعلقات و معلومات خواهد بود بالاخرة علم واحد حقيقى است و معلومات و مقدورات متعدد باشد ضرر بوحدت حقيقى علم ندارد . خلاصه ساحت كبريائى علم بموجودات و آثار خود دارد تعيين علم بذات قدس خود نه بعلم ديگر و آفريدگارى كه موجودات صحنه امكانى را آفريده لا محاله بحقايق و صورتهاى خارجى و ذهنى آنها چه قبل از ايجاد آنها در ازل و چه بعد از ايجاد احاطه كامل دارد و هرگز علم او استفاده از موجودى نخواهد بود در نتيجه علم ساحت او واحد حقيقى و بسيط و عين علم بذات و از شئون آنست و اين وحدت حقيقى و شهودى ذاتى عبارت از علم به همه موجودات خواهد بود . هم چنان كه ذات قدس او واحد بوحدت حقيقى و عين صفت علم است و وحدت علم ساحت او وحدت عددى نيست تا اينكه كثرت عددى داشته باشد بلكه وحدت حقيقى بسيط هم چنان كه بذات قدس خود علم دارد و به همين وحدت حقيقى علم به همه موجودات و آفريدههاى خود دارد همچنين كثرت بىشمار معلومات و نامتناهى آنها از قبيل كثرت عددى نيست بلكه كثرت معنوى وسعة وجودى و بساطت آنست كه هيچ چيز و آفريدهاى از سعه علمى و بسيط آن خارج نخواهد بود .